...
این پاکت های خالی شده ی پودر رختشویی رو دیدی؟!
دیدی زیر پاشون له می کنن که جمع شه بره تو آشغالی؟
روزهای بارونی من همون پاکت خالی پودر رختشویی ام !

...
این پاکت های خالی شده ی پودر رختشویی رو دیدی؟!
دیدی زیر پاشون له می کنن که جمع شه بره تو آشغالی؟
روزهای بارونی من همون پاکت خالی پودر رختشویی ام !
اتود جدید برای کتاب خواب ها و هندوانه ها به سفارش نشر شهر .
...
گفت : توی این ظرف میوه هم گلابی هست هم خیار
من هر دو رو دوست دارم !
.
.
.
چشمانم تر شد .
پ.ن تبریک: راهیابی انیمیشن چتر رنگی به کارگردانی دوست عزیزم هدی اصفهانی
به بخش مسابقه ی جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه تهران .
هورررررراااا.
...
سردمه... خیلی سردمه .
این روزها تمام جرات و گرمای دلم را از دست داده ام.
...
این روزها بادهای پاییزی مرا خاک میکنند !
...
مرگ ، دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری ! رسول یونان
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون باد / به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند؟! مگر می شود از خویش گریخت / بال تنها غم غربت به پرستوها داد
چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای / اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
فاضل نظری
....
پ.ن: باید احساس هایم را جمع و جور کنم، آنوقت شاید بتوانم بنویسم...
آنوقت شاید کمی برایم هضم شوی!
مپرس حال مرا ! روزگار یارم نیست جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیست
نهال بودم و در حسرت بهار ! ولی درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست
آمد، آتش زد و رفت .
از وقتی رفته است اشکی نریخته ام...
شاید بُهت زده ام !
دوستش داشتم، بیشتر از آنچه به نقاب خجالت ام رخنه کند .
کاش حرف هایش را نشنیده بودم .
نمی دانم از این پس که می بینمش ...
میتوانم به چشم هایش نگاه کنم و اشکی نریزم؟
میتوانم به چشم هایشان نگاه کنم و اشکی نریزم؟
....
پ.ن۱ : گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟
پ.ن۲ : اشعار بالا از آثار استاد فاضل نظری ست.
...
خداوند بینهایت است و لامکان و لازمان .
اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید ،
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر گمان تو کارگشا ...
خداوند همه کس را همه چیز می شود .
به شرط اعتقاد ، به شرط پاکی دلها ، به شرط طهارت روح ،
و به شرط پرهیز از معامله با شیطان .
ملاصدرا

... و سپس به تاریکی رانده شدم .
...
احوال: زندگی ام مثل دویدن روی تردمیل شده !
کسی را دوست ندارم
کسی نیز مرا
با کسی کاری ندارم
کسی نیز با من
نقش مرده را بازی می کنم
در سایه روشن این کافه
و چهره ام تاریک است
در لیوان آب.
رسول یونان

اتود برای داستان خواب ها و هندوانه ها به سفارش نشر شهر به نویسندگی مرجان کشاورز آزاد.
این بار راحت تر اتود زدم!
....
پ.ن: تو ماه را بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود .
رسول یونان
بالاخره کتاب پوتی کو از مجموعه ی نشر شهر به چاپ رسید.
این اولین تجربه ی تصویرگری ام با نشر شهر بود. با داستان ارتباط نمی گرفتم
و دیر به نتیجه رسیدم . متاسفانه صفحه آرایی در نهایت توسط ناشر انجام شد.
تصاویر هم در چاپ کمی تیره و زرد شدند !
در مجموع ناراضی نیستم . تجربه ی خوبی بود .
در پست های قبلی چند فریم از کتاب رو نمایش داده بودم .
کار جدیدی دست گرفتم : خواب ها و هندوانه ها .
......
پ.ن تبریک : راهیابی انیمیشن چتر رنگی به کارگردانی دوست عزیزم هدی اصفهانی
به جشنواره ی منطقه ای ساوالان .
چقدرتلخه زندگی..
همیشه از خوردن چای تلخ لذت بردم.
کاش می شد قند پهلوی تمام چای هایی که در زندگی تلخ خوردم رو ٬ قاطی کنم توی دل زندگیم.
هیچ وقت طعم تلخ چای اذیتم نکرده.
اما طعم تلخ این زندگی زهرماری کم کم داره خفم می کنه.
دل نوشته ی: هدی .. به نام او که زندگی از او رنگ می گیرد.
عشق
شکل های بسیار دل انگیزی دارد
مثل گل سرخ
در دست دختری زیبا
مثل ماه
بالای کلبه ی برفی
اما من
گوش بریده ی ونسان ونگوگم
شکل تلخی از عشق .
" رسول یونان "
...
این روزها سرگشته و تنها شده ام... کمی شبیه کودکی ام .
گاهی فکر میکنم از نشانه های بزرگ شدن همین خزیدن به اندرون است !
پس کاش من هم می توانستم کمی بزرگ شوم... ولی نه بخاطر رفتن تو .
.......
پ.ن: انیمیشن چتر رنگی به کارگردانی دوست عزیزم هدی اصفهانی در
جشنواره ی فیلم کوتاه "سیب هشتم" مقام اول را کسب کرد .
خیلی خوشحالم . هورررررراااااااااااااااااااا...
دردا ... من جوانی را به سر کردم ... تنها ... از دیار خود سفر کردم ...
من غریبی قصه پردازم ... چون غریقی غرق در رازم ...
گم شدم در غربت دریا ... بی نشان و بی هم آوازم ...
می روم شب ها به ساحل ها ... تا بیابم خلوت دل را ...
روی موج خسته ی دریا ... می نویسم اوج غم ها را ...
........
پ.ن: توی تاکسی در خلوت خودم با این موسیقی حالی می بردم
این تصویر اومد توی ذهنم !